قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

136

تاريخ نگارستان ( فارسى )

ابن يمين : مكروه طبعت آنچه شود واقع اى حكيم * خوردن غمش يكى است ز غمهاى زائده يا مىشود بكام تو يا خود نميشود * در هردو حال خوردن غم را چه فائده لاجرم خود را از آن وادى گذرانيده به مضمون اين بيت عمل كردم بيت : غم ناآمده خوردن ، بنقدم رنجه ميدارد * همان بهتر كه با فردا گذارم كار فردا را فردا بوقت چاشت فرياد الامان برآورده امان داده شد و خراج معهود بذمت گرفتند و اموال و هدايا ارسال داشتند و كس نميدانست كه موجب آن چيست اهل آن مملكت متحير شدند كه چون فتح اين قلعه هرگز كسى را ميسر نشده بدين زودى چگونه واقع شد از متوطنان و مستحفظان آن قلعه تفحص رفت گفتند كه در آنشب كه روزش امان خواستند مجموع آب انبارها و حياض بقدرت ايزد متعال فرورفتند چنان كه در هيچ چاه و حوض يكجرعه آب نبود . [ 254 - آمدن ايلچى قادر بديدار الب ارسلان . ] 254 من مآثر الاقبال سلطان در آن سفر متوجه كرمان شد حاكم آنجا قادر برادر سلطان ، ايلچى چرب‌زبانى باستقبال ارسال داشته سلطان را از رفتن بدانجا منصرف گردانيد و موكب سلطانى از راه بيابان بخراسان توجه نمود و در آن بيابان بيكران كه سبزى جز در مرغزار آسمان پيدا نبود لشكريانرا آب و علفى كه همراه بود جمله تلف شده بغايت مضطرب و عاجز شدند چنان كه داورى بسلطان آوردند حضرتش ايشانرا خاطرجوئى فرموده بتوكل ارشاد فرمود . بيت : مخور غم بهر روزى كز كلاغى كم نهء كورا * توكل چون درست آيد برايد از زمين نانش لشكريان نيز دست اعتصام در حبل المتين وهاب منان زده قطع آن بيابان را ميكردند تا آنكه بقلعهء كهنهء كه منزل روباهان و خرگوشان بود رسيدند هيچكس از شاه و سپاهرا گمان نبود كه يك برگ كاه در آن نوع جايگاه باشد ليك قلعه را مملو از جو و كاه يافتند همگنان را حياتى تازه و مسرتى بىاندازه روى نمود اما از قلت آب در غايت اضطرار و اضطراب بودند و سلطان بر كمال پريشانى ايشان رقت نموده در سراپردهء خاص سر برهنه كرد و بدرگاه كردگار بناليد قضا را مقارن اينحال ابرى پيدا شده چندان باران باريد كه آدمى و دواب سيراب گشتند و آن فتوحات را حمل بر كرامت از صاحب سعادت نمودند . [ 255 - شكست امير تيمور گوركان . ] 255 تمثيل چون در شهور سنه 791 احدى و تسعين و سبعمأة موافق ئيلان‌ئيل توقمتش خان لشكر بماوراء النهر كشيده امير تيمور گوركان بمدافعه شتافت و خان تاب مقاومت نياورده عنان معاودت بدشت قبچاق تاخت امير او را تا موضع آل قرشون تعاقب نموده چون در سال گذشته انواع خسارت از جسارت مغولان باهالى ماوراء النهر رسيده بود اولياى دولت صلاح در آن ديدند كه اول بدفع ايشان پردازند بنابراين